الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)

مقدمه 99

منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)

فصل 11 [ در سر استجابت دعا است . و در آن دو تبصره است ] غرض ما در اين فصل سرّ استجابت دعا است كه دعا نيز از اسباب مؤثّره است و مخالف سنّت جاريهء الهى نيست . انسان در نسبت و اسناد و رابطهء فروع و كيفر و پاداش به اصول و علل و موجبات آنها در تكوينيّات عاجز است ، و به حكم عادت و مشاهده و تجربه برخى را به اصلش اسناد مىدهد و مىداند از اوست امّا نمىداند كه چگونه از او پديد آمده است و در ادراك سرّ و حقيقت آن ناتوان است . مثلا اگر نشنيده و يا نديده بود كه در نظام تكوين خوشهء انگور از رز مىرويد چگونه آن را به تاك نسبت مىداد ؟ و به راستى خوشهء انگور با مو چه سنخيّت دارد ؟ با اينكه مىدانيم اين ميوه از آن به ظهور آمده است و اين فرع بر آن اصل متفرّع است . اگر يكى از ما فرضا به طور ابداع در اين نشأه خلق مىشد و اين همه الوان ميوه‌ها جداى از درختها و بوته‌ها را مىديد چگونه مىتوانست مثلا هر يك از خوشهء موز و خرما و انگور و توت را به درختش نسبت دهد و بگويد هر يك از اين چهار خوشه از هر يك از آن چهار درخت پديد آمده است . و همچنين در جزاى افعال و احوال و اقوال و نيّات انسان مىدانيم به حكم محكم برهان و منطق حق قرآن جزاى وفاق است يعنى بين هر فعل و جزايش موافقت و مناسبت است و روى حساب است . خداوند سبحان در نبأ فرموده است : جَزاءً